این سوال را میخواهم صادقانه پاسخ دهی. نه برای کس دیگری – فقط برای خودت.
اگر ۵۰ درصد از کارهایی را که امروز انجام میدهی حذف کنی، آیا کسی واقعاً متوجه میشود؟
شاید نه در ابتدا. اما بعد از یک هفته؟ بعد از یک ماه؟ آیا کسی میفهمد که انجام برخی کارها را متوقف کردهای؟ آیا واقعاً چیزی از هم میپاشد؟
این سوال را از صدها نفر پرسیدهام. بیشترشان کمی جا میخورند. چون در اعماق وجودشان، جواب را میدانند.
بخش بزرگی از کار روزانه ما سر و صدا است. فعالیتی است که وجود دارد چون همیشه وجود داشته است. گزارشی است که هیچکس نمیخواند. جلساتی که هیچکس به آنها نیاز ندارد. ایمیلهایی که فقط ایمیلهای بیشتری ایجاد میکنند. کارهایی که یک زمانی منطقی بودند اما دیگر نیستند.
ما به انجام آنها ادامه میدهیم چون متوقف کردن آنها ترسناک است. اگر کسی به آن گزارش نیاز داشته باشد چه؟ اگر چیزی مهم را از دست بدهم چه؟
اما حقیقت این است: اگر چیزی واقعاً مهم باشد، کسی آن را درخواست میکند. اگر جلسهای مهم باشد، مردم با اشتیاق حاضر میشوند. اگر ایمیلی نیاز به پاسخ داشته باشد، دوباره سر و کلهاش پیدا میشود.
بیشتر آنچه نگران رها کردنش هستیم، فقط ناپدید میشوند و هیچ اتفاق بدی نمیافتد.
این شالوده هر بهینهسازی واقعی گردش کار برای کارگران دانشی است: حذف بیرحمانه آنچه مهم نیست تا برای آنچه مهم است انرژی داشته باشی.
بازگشت به 🗺️ فصل ۱: چرا احساس غرقشدگی میکنی