❌ مشکل:
شما نمی‌دانید «خوب» بودن در پروژه فعلی‌تان دقیقاً به چه معناست. شما سخت کار می‌کنید، اما مطمئن نیستید که آیا روی چیزهای درستی کار می‌کنید یا خیر. شما هدف روشنی ندارید، بنابراین فقط حدس می‌زنید و امیدوارید.

⏰ چه زمانی از این دستور (پرامپت) استفاده کنیم:
در شروع هر پروژه جدید، زمانی که در میانه پروژه احساس گیر کردن می‌کنید، یا زمانی که می‌خواهید کاری را ارائه دهید اما مطمئن نیستید که آیا همان چیزی است که ذینفعان واقعاً می‌خواهند.

📋 دستور آماده برای کپی و جای‌گذاری:
>>>
من روی [پروژه یا هدف فعلی خود را توضیح دهید] کار می‌کنم. من به شفافیت در مورد اینکه موفقیت واقعاً چه شکلی است نیاز دارم. به من کمک کنید تا ۳ تا ۵ معیار مشخص و قابل‌اندازه‌گیری را تعریف کنم که به من بگوید این پروژه موفق بوده است. چیزهای مبهمی مثل «کار خوبی انجام بده» به من ندهید؛ نتایج عینی و ملموس به من بدهید. برای مثال، اگر این یک پروژه برای مشتری بود، آن‌ها برای اینکه کاملاً راضی و هیجان‌زده شوند باید چه چیزی را ببینند؟ اگر این ارزیابی عملکرد من بود، رئیس من برای اینکه بهترین نمره را به من بدهد باید چه چیزی را ببیند؟
<<<

🎁 آنچه دریافت خواهید کرد:
معیارهای شفاف موفقیت برای پروژه‌تان. حالا دقیقاً می‌دانید که باید به چه چیزی هدف‌گیری کنید. هر وظیفه‌ای را می‌توان در برابر این معیارها ارزیابی کرد. اگر کاری شما را به سمت یکی از این نتایج سوق نمی‌دهد، احتمالاً ارزش انجام دادن ندارد.

💡 نکته حرفه‌ای:
این معیارها را چاپ کنید و در حین کار آن‌ها را در معرض دید خود نگه دارید. وقتی در مورد تصمیمی مطمئن نیستید، از خود بپرسید: «آیا این انتخاب من را به یکی از این معیارهای موفقیت نزدیک‌تر می‌کند؟»